|
Kronprins Haakon besteg lørdag Galdhøpiggen sammen med folk fra 80 nasjoner.
حقیقت به آدم خیلی نزدیکه...اما بهتره بهش دست نزنی!...دستاتو میسوزونه!...
ببین!... چیزهایی هست که دیگر تکرار نمی شوند... تو دیگر ده ساله نمی شوی ... و من دیگر به دبیرستان نمی روم... نگاه کن! ... من می دوم و مرغان دریایی را از روی شن ها پرواز می دهم... و این لحظه تمام می شود.. و من و شادی لحظه ام ...صدای تو...و شجاعتمان....در تصویر پرواز مرغان دریایی برای همیشه زندانی می شود... سالها می گذرد و ما هر روز بی آنکه بدانیم لحظه های تکرار ناپذیر زندگیمان را در تصویرها زندانی می کنیم و آنها را چون گنج درد آور شیرینی در پستوی روزمرگی هایمان پنهان می کنیم و میگذاریم بمانند... بمانند برای شبهای تنهایی...و روزهای دلتنگی...که مرهمی باشند؟نه!هیزمی.... که بسوزانند بیشتر... ببین... همیشه چیزهایی است که تکرار نمی شوند...وچون تکرار نمی شوند....ابدی اند.جایگزین ندارند... و چون تکرار نمی شوند...دردند...رنجند...عزیزند... ببین! ما چگونه زندانی تصویرها وتصور هاییم ما چگونه به دردهای کهنه خو میکنیم!... ما چگونه تکرار را زندگی می کنیم!... ببین! درخت گیلاس توی حیاط دیگر تکرار نمی شود... تو و من نیز!! ...
مب كل من طالعني معجب فيني يمكن مضيع القمر ومشبه القمر فيني
لعنت بــه تـــو با ذات خـرابت بـا این رفــاقت و بـا این مـرامت به من نگاه نکن هـرزه نگاهت دیگه من نمیدم جــام بلاهت کجـــا میــری؟ بــی ســـرصــدا بــی چشـم و روی بـی حیـــا میـــری بـــا کـــی رفـــیـــق بشــی داری میــری پـیش کیــا؟ تــــــو اومــــدی ســــــراغ مــــن صــــدا زدی پیشــــم میـــای کــم نـــــذاشتـم تــــــو عــــاشقی معــرفت و لطــف و صفــــا قــــایمــکــــی داری میــــری تنهـــــام بــــذاری بـــی وفــــــــا تو که همش بـا مـن بودی حـالا مــی خــــوای بـــری کجــــا؟ خجـــالــتم خــوب چیـــــزیـــه خــوبــــه بتــــرسی از خــــــدا بــــرو پــیش هـــرکـــی مـی خــوای دیگــه ســراغ مـن نیـــا آره بــــــرو بـــــــی مـعــــــرفـت دیگـــــه ازت بــــــدم میــــــآد عــشقتـــو کشتــم تـــو دلــم دور شـــو ازم ای رو
سرمايه عمر ادم يک نفس است . و ان يک نفس از براي يک همنفس است .
Hold a true friend with both your hands یک دوست واقعی رو دو دستی بچسب. A friend is someone who knows the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the words. یه دوست، فردی است که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونی وقتی نو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واست بخونه. If you should die before me , ask if you could bring a friend. اگر تو خواستی که قبل از من بمیری به من بگو که می خوای یک دوست رو هم همراه خودت ببری یا نه. If you live to be a hundred. I want to live to be a hundred minus one day. So I never have to live without you. ** اگر می خواهی صد سال زندگی کنی من می خوام یک روز کمتر از صد سال زندگی کنم چون من هرگز نمی خوام بدون تو زندگی کنم. Truo friend ship is like sound health. The value of it is seldom known until it is lost. دوست واقعی مثل سلامتی هست. ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بدیم نمی دونیم. A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out. یک دوست واقعی اونی هست که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن. Do not walk in front of me, I may not lead walk beside me and be my friend. جلوی من قدم برندار، شاید نتونم دنبالت بیام. پشت سرم راه نرو، شاید نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بیا و دوستم باش. Friends are God”s way of taking care of us. دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستند. Friend ship is one mind in two bodies. دوستی یعنی یک روح در دو بدن. I”ll lean on you and you lean on me and we”ll be okay. ** من به تو تکیه می کنم و تو به من. و اون وقت همه چیزمون مرتبه. If all my friends were to jump off a bridge, I would not jump with them, I”d be at the bottom to catch them. اگه تمام دوستان بخوان از یک پل رد بشن من با اون ها عبور نخواهم کرد بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اون ها. Ever yane hears what you say friends listen to what you say. Best friends. هر کسی فقط اون چیزهایی که میگین می شنوه ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. اما بهترین دوستان چیزهایی رو که شما هرگز نمی گین می شنون. My father always used to say that when you die. If you have got five real friends . then you have had a great life. پدرم همیشه بهم می گه موقع مردن، اگه پنج تا دوست واقعی داشته باشی اون وقت هست که زندگی بزرگی داشتی
خنده حرامتان باد وقتی حلال من نیست با طعم تلخ قهوه با انتهای مرموز با یک نگاه خیره، چشمی که مال من نیست ( شاعر: امیر پیرنهان)
عاشقت خواهم ماند ..............................بی انکه بدانی . دوستت خواهم داشت .................................بی انکه بگویم . درد دل خواهم گفت ...................................بی هیچ کلامی . گوش خواهم داد .......................................بی هیچ سخنی . در اغوشت خواهم گریست...........................بی انکه حس کنی . در تو ذوب خواهم شد ................................بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد تقدیم به تو...
Accept the things you can not change
is so small but when you love some one ولي آنگاه که کسي را دوست داري like i love you وآنسان که من تو را دوست دارم small things become big thingsهر کاهي کوهي مي شود and the first thing i think a bout و بيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد is that you do not love me
به باغ همسفران صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید در ابعاد این عصر خاموش من ازتصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیهخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد وخاصیت عشق این است...........
آرزو می کنم به کردار باد بهاری در آیم تا هنگام وزیدنم بر آنان که اندوهناکند نظری بیفکنم
باور نمي كنيد كه حتي هنوز هم
عکس های از ابراهيم تالانه http://oslo-1.blogfa.com/NORWAY Bilete عکسhttp://oslo-parti.blogfa.com/OSLO TOR
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد...
هرگز از مرگ نهراسيده ام اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود -هراس من-باري همه از مردن در سرزميني ست که مزد گور کن از بهاي آزادي آدمي افزون باشد
اگه می تونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم - می خواستم اشک تو باشم که تو چشمات متولد بشم روی گونه هات زندگی کنم و روی لبهات بمیرم .................................. می دونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه؟ اینه که هیچکی نمی تونه اشکات ببینه...
دربارهی عشق (۱) «عشق» و «محبت» و «هوی» کلماتی هستند که ما در زبان عربی و فارسی برای اشاره به همين چيزی داريم که میخواهيم از آن سخن بگوييم. کلمهی «عشق» در قرآن نيامده است، اما «محبت» و «هوی» به کار رفته است. در قرآن کلمهی «محبت» به صورت محمود و کلمهی «هوی» همواره به صورت مذموم به کار رفته است، اما کلمهی «عشق» با اينکه در قرآن نيامده است، در ادبيات عربی و فارسی دارای اهميت بسياری است. در ريشهی زبانهای اروپايی امروز کلمات لاتينی «امور» و «کاريتاس» (amor و caritas) و کلمات يونانی «فيليا» و «اروس» و «آگاپه» (philia و eros و agape) برای عشق وجود دارد. «فيليا» مصداق آن نوع عشقی را به وجود میآورد که متضمن دوستی است و «امور» و «اروس» آن نوع عشقی را به وجود میآورد که مبتنی بر ميل است و «کاريتاس» و «آگاپه» به معنای عشق والا و بیخود است. هر تلاشی برای رسيدن به تعريفی دقيق از «عشق» محکوم به شکست است. ما آن را تجربه میکنيم، اما دقيقاً قادر به بيانش نيستيم. چنانکه جلال الدين مولوی میگويد: هرچه گويم عشق را شرح و بيان چون به عشق آيم خجل باشم از آن گرچه تفسير زبان روشنگرست ليک عشق بیزبان روشنترست چون قلم اندر نوشتن میشتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
|
About![]()
عزيزم،جدايي اولش قاژ Archivesهفته دوم تیر 1388هفته چهارم اسفند 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته سوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته دوم دی 1385 هفته سوم آذر 1385 Authorsابراهيم تالانها مينه پریناز Links
OSLO TORعکس از ابراهيم تالانه
NORWAY عکس از ابراهيم تالانه |